
چی بنويسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه
وقتی هیچ کس نمیتونه گریه هامو بنویسه
چی بنويسم وقتی قلب من تنها مونده
وقتی که به جز یه سایه کسی پیش من نمونده
چی بنويسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره
وقتی هیچ کس نمیتونه درد عشق بفهمه
چی بگم وقتی زندگي جلوه ای نداره
وقتی فرياد من پیش خدا جایی نداره
وقتی که برای بغضم جز شکستن چاره ای نیست
چی بنويسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه
چی بنويسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره

متاسفم برات......
کوله بار آرزوهات روی دوشت تا کجا ها رفتی با پای پیاده
رفتیو به هر چی خواستی نرسیدی متا سفم برات ای دل ساده
دل به هر کی دادی از سادگی دادی
زندگیو پای دلدادگی دادی
هرجا دیدی چراغی پر فروغه
تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه....
عاشق و خسته و غمگین و پریشون
دل بی کس ,دلک بی سروسامون
دل زخمی,دل تنها و تکیده
دل گریون من و هی دل گریون....
متاسفم برات.... ای دل ساده....
کوله بار آرزوهات و کی دزدید
دل دیونه به گریه هات کی خندید؟
عاشق و خسته و غمگین و پریشون
دل بی کس ,دلک بی سروسامون
تو رو با حول و ولا تنها گذاشتن
اونا که لیاقت عشق نداشتن
تک و تنهایی و با پای پیاده
متاسفم برات ای دل ساده....

آن که می گوید دوستت دارم
خیناگر غمگینی ست
که آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را
زبان سخن بود.
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبان سخن بود.
آن که می گوید دوستت دارم
دل اندوهگین شبی ست
که مهتابش را می جوید
ای کاش عشق را
زبان سخن بود.
هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره گریان
در تمنای من
عشق را
ای کاش زبان سخن بود.
